8- مغالطه ی مسموم کردن چاه (یا سرچشمه)

مغالطه ی مسموم کردن چاه / سرچشمه

به لاتین :
به انگلیسی : poisoning the well
به فرانسه : empoisonnement du puits

الگوی منطقی مغالطه:
اطلاعات نامساعدی در باره یک شخص ارائه می شود. در نتیجه، ادعای آن شخص نادرست خواهد بود.

شرح :
بی اعتبار کردن شخص مقابل، قبل از این که سخنی گفته باشد، به منظور تقویت موضع خود در  مناظره.

مثال:
– هر کسی – به جز افراد بی هنر و مخالفان رشد فرهنگی –  قبول دارد که در کشور ما بودجه بسیار کمی به فعالیت های هنری اختصاص داده اند
– من خیلی روشن و دقیق دلایلم را برایتان گفتم. حالا نوبت اوست تا با اطلاعات نادرست و تفسیرهای مغرضانه و غیر منطقی اش با من مخالفت کند.

7- مغالطه ی سنگ

مغالطه سنگ

به لاتین : argumentum ad lapidem
به انگلیسی : appeal to the stone
به فرانسه :  l’appel à la pierre

الگوی منطقی مغالطه:
بهرام مهمل می گوید

شرح :
نادرست یا مهمل خواندن برهان طرف بدون ارائه دلیل . بستن راه استدلال. هتک حرمت. بی آبرو کردن حریف.

مثال:
– من حاضر به همکاری با او نیستم چون آدم متقلبی است.

6- مغالطه ی تقصیر از طریق تداعی/ تعلیق به هیتلر

مغالطه ی تقصیر از طریق تداعی/ تعلیق به هیتلر

به لاتین : reductio ad hitlerum
به انگلیسی :  guilt by association
به فرانسه :  déshonneur/ culpabilité par association

الگوی منطقی مغالطه:
1- بهرام با داریوش رابطه دارد (یا شبیه اوست).
2- داریوش آدم بدی است (یا من از داریوش خوشم نمی آید).
3- پس بهرام هم آدم بدی است (یا حرفش نادرست است).

شرح :
افترا از راه تداعی یا تشبیه به فرد یا گروه منفور یا امر مذموم.
تخریب شخصیت طرف بحث از طریق مقایسه او با هیتلر، موسولینی، یزید، شمر و کسانی که د رطول تاریخ به عنوان  افراد منفور و  خبیث شناخته شده اند. 

مثال:
– من این حرف رو قبول ندارم چون تفکرت فاشیستیه .

5- مغالطه ی توسل به چماق/ زور/ ترس/ تهدید

مغالطه ی توسل به چماق/ زور/ ترس/ تهدید

به لاتین : ad baculum argumentum
به انگلیسی : appeal to force/fear/ the stick
به فرانسه :  appel/recours à la force/peur

الگوی منطقی مغالطه:
اگر گزاره الف را قبول نکنی به تو ضربه می زنم.

شرح :
ارعاب – تهدید به خشونت برای قبولاندن یک نتیجه. معمولا زمانی که برهان منطقی در اختیار نیست به کار می رود.

مثال:  
-اگر ساکت نشی می زنمت!

4- مغالطه ی خودت چی؟/ تو هم یکی دیگه

به لاتین : (ad hominem) tu quoque
به انگلیسی : appeal to hypocrisy  /  you too
به فرانسه :   appel à l’hypocrisie   /   toi aussi

الگوی منطقی مغالطه:
بهرام می گوید گزاره الف درست است.
اما رفتار بهرام با درستی  گزاره الف منافات دارد.
پس گزاره الف نادرست است.

شرح:
توجیه و دفاع از خطا به بهانه این که مخاطب هم همین خطا را مرتکب شده است. خطا همیشه خطا است صرف نظر از این که چند نفر، چند بار و چه کسانی آن را انجام می دهند.

مثال :
پزشک از بیمار می خواهد که سیگار را ترک کند چون برای سلامتی او پر خطر است. بیمار می گوید: دکتر، خودتان  که سیگار می کشید! پس برای من هم ضرر ندارد.
“واعظ نا متعظ”/ “رطب خورده منع رطب کی کند؟”/ “واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند- چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند”. از نظر اخلاقی حرف و عمل انسان ها باید با هم سازگاری داشته باشد. دو رویی و ریاکاری اعمال زشت و ناپسندی هستند و شخصیت شرور صاحبان شان را نشان می دهند ولی آیا به این معنی است که محتوای کلام یا “وعظ” “نامتعظ” نادرست است؟ ادعای او می تواند درست یا نادرست باشد و این به رفتار او بستگی ندارد، بلکه مستقلا به خود آن گزاره بستگی دارد.